فشار به منابع و آز بشر

 

 

 

 فشار به منابع و آز بشر

          بورس بازی، سفته بازی، سلف خری و از همه مهمتر ولع مصرف بیش از توان باز تولید سیاره ۳ الف     )کره زمین با سه معضل مواجه است : ۱- ازدیاد جمعیّت ۲- آلودگی  ۳- انرژی  به نقل از آقای مسعود خیام در ۱۵ سال پیش) که پس از میلیون‌ها سال معادنی را در دل خاک و جنگل‌هایی را در برخی از نقاط برای استفاده نوع بشر تدارک دیده بود، روند رشد قیمت‌ها را در سطح موادخام و اولیه تشدید کرد.

 اگر فرض کنیم که ۲ میلیارد  نفر از جمعیت ساکن کره زمین درحد متوسط و به بالا باشند و هر نفر در روز ۳ برگ دستمال کاغذی مصرف کند و اگر بدانیم که برای تولید کاغذ و دستمال کاغذی ۳ برابر وزن آن درخت مصرف می‌شود، آنگاه شاید دست و دلمان در مصرف کاغذ و دستمال کاغذی لرزشی را احساس نماید تا با مصرف کمتر، به فرزندانمان هم مجالی برای زیستن دهیم.

جالب است بدانیم از طریق خرید کاغذ سهام فلان کارخانه و یا چندین هزارتن مواد اولیه و یا نفت تحویلی در شش ماه آینده که هنوز از دل زمین استخراج نشده است و یا خرید وام با بهره کم و فروش آن در کشورهای دیگر با بهره بالاتر، تعداد زیادی که در مقابل جمعیت کره زمین ناچیز هستند، ثروت‌های هنگفت به جیب زده‌اند.

ضعف بنیه اقتصادی بزرگترین اقتصاد دنیا (پس از شش سال جنگ بسیار پرهزینه) که ساختارش بر مبنای بدهی استوار است و سبقت مدیران چند میلیون دلاری بانک‌ها در وال استریت از یکدیگر برای فروش وام بیشتر به مصرف‌کنندگان و ثبت گردش مالی عظیم‌تر در ترازنامه بانک که متضمن پاداش‌های چندین ده میلیون دلاری و موقعیت‌های بهتر شغلی می‌بود، در تابستان ۲۰۰۷  به بحران اعتبار مشتریان موصوف به کردیت کرانچ  (Credit Crunch) در آمریکا ختم شد.

و اینچنین بود که با طمانینه سقوط آغاز شد، اما هنوز هیچیک از اتاق‌های فکر و تئوری‌پردازان علم اقتصاد و ناظرین را – علیرغم دانش و تجربه -امکان پیش‌بینی نبود، چرا که هیچکدام عامل طبیعت را در معادلاتشان منظور نمی‌کردند.

منازل مسکونی خریداری شده با وام‌های بانکی توسط مردم ه دلیل عدم امکان پرداخت اقساط، یکی یکی به تملک بانک‌ها درآمد، ولی علیرغم تجدید ارزیابی و کاهش ده الی بیست درصدی قیمت، متأسفانه مشتری وجود نداشت و اینچنین بود که نقدینگی بانک‌ها در سایه سیاست‌های لیبرال‌تر نئومحافظه‌کاران در پس یازده سپتامبر ۲۰۰۱، به اموال غیرمنقول بدون مشتری تبدیل شد. با این استدلال که مدیران بانک‌ها چون توانسته‌اند چنان سازمان‌های بزرگ مالی را در شهرها و کشورهای مختلف  دنیا سازماندهی، حفظ و همچنان با سوددهی به پیش ببرند، پس در صورت رفع برخی از محدودیت‌ها و موانع دولتی در زمینه به کارگیری و تخصیص منابع بانکی، مطمئناً اقتصاد رونق بیشتری می‌یابد… و حالا لیست بلند و بالایی از مدیران بانک‌ها و موسسات مالی که به هشدارها در جهت افزایش تملک املاک رهنی وقعی ننهاده‌اند، به دست بازرسان و ناظران دولت فدرال به منظور شناسایی مقصرین سپرده شده است.

نه تنها مشکلات اشاره شده نقاط ضعف بسیاری را در قوانین نظارتی اقتصاد بازار آزاد برملا ساخت که کلاهبرداری ۵۰ میلیارد دلاری میلیونر معروف، برنارد مدوف ۷۰ ساله (Bernard Maddof) مدیرعامل NASDAQ از بانک‌ها و موسسات خیریه و هنرپیشه‌های هالیوودی نشان داد که آز بشر را کرانه نیست.

رشد طبقه متوسط در سایه رشد اقتصادی ۳۰ سال گذشته و در غیاب سیاست‌های روشنگرانه و بازدارنده و هزینه‌بر که احتمالاً همة آنها محبوبیت هر دولتی را با چالش مواجه خواهد ساخت، فشار به منابع و ذخائر را بدون انگیزش افزایشی در چرخة بازتولید حیات و اکوسیستم‌ها چندین برابر نمود و اینچنین بود که ماهیگیران چینی و غیر چینی تا سواحل کاستاریکا بمنظور اجابت درخواست مشتریان تازه پولدار شده رستوران ها در سایة باورهای کهن فقط در سال گذشته با صید وحشیانه ۱۰۰ میلیون کوسه که اسرار کمی از حیاتش مکشوف شده و تنها حیوانی است که سیستم دفاعی بدنش اجازة رشد سلولهای سرطانی را نمیدهد. (بمنظور صرفه جویی در فضای سردخانه کشتی ها در اغلب موارد باله های حیوان در حالیکه زنده میباشد با چاقوهای تیز از بدنش جدا میشود و سپس بدن نیمه جانش را که دیگر قادر به شنا کردن و ادامة حیات نیست در دریا رها مینمایند)، نه تنها به کسب و کار خود رونق بخشیدند که صندوق رستوران‌ها را با منوی سوپ ۱۰۰ دلاری باله کوسه متورم ساختند.

کشتار حدود ۹۷۰۰۰ رأس فیل حدود ۸۰۰۰ کیلوگرمی فقط در قاره آفریقا در ۳۰ سال گذشته به خاطر چند کیلو عاج سفیدرنگ که در نقش و نگار میز و صندلی‌ها و مهره‌های شطرنج و سایر لوازم تزئینی عده‌ای اعیان نقش بازی می‌کند، آیا گناه نابخشوده سیاهانی است که از نعمت آموزش و لقمه نانی محرومند و پس از کشتار فیل با همة مخاطراتش عاج را به بهایی در حدود ۲۰ درصد قیمت بازار به دلالان عرضه می‌کنند یا سفیدانی که نمی‌دانند با پول بدست آمده چه کنند و می‌بایستی تفاخر داشتن را در غیاب ایمان به نمایش گذارند؟!

مصرف بیشتر یعنی حمل و نقل بیشتر و افزایش حمل و نقل نه تنها فشار به منابع را تشدید می‌کند که با شدت گرفتن مصرف سوخت‌های فسیلی، گرمایش زمین و اثرات گازهای گلخانه‌ای پدیدار می‌گردد تا آنجا که اسامی تاریخی از مفاهیم شناخته شده توسط بشر تهی می‌شود و اقیانوس منجمد شمالی را به دلیل ذوب شدن یخ‌ها یارای پذیرایی از خرس‌های قطبی نمی‌ماند.

ریک واگنر (Rick Wagoner) مدیرعامل جنرال موتورز به همراه دو مدیرعامل دیگر صنایع اتومبیل‌سازی آمریکا یعنی شرکت‌های فورد و کرایسلر پس از کاهش شدید آمار فروش و رایزنی با یکدیگر بر آن شدند تا با توجیه جلوگیری از بیکاری میلیون‌ها آمریکایی که به صنایع خودروسازی مستقیماً وابسته هستند، از سنای آمریکا تقاضای ۱۵ میلیارد دلار وام بدون بهره به منظور مقابله با بحران نقدینگی نمایند، اما نمی‌دانستند که نمایندگان مردم به واسطه آن که کمک مورد نظر از محل درآمد مالیاتی دولت است، مدیریت ایشان و نحوة هزینه‌کردنشان را در زمان بحران با چالش مواجه خواهند ساخت. سفر با هواپیمای جت اختصاصی که همیشه توسط چنان مدیرانی انجام شده بود آنچنان سیلی سختی برگونه مدیران کوبید که در سفر بعد نه تنها با ماشین مسیر چند صد کیلومتری دیترویت تا واشنگتن را طی کنند که به منظور نجات کریر خدمتی خود تعهد نمایند سال ۲۰۰۹ فقط در مقابل یک دلار بابت حقوق و مزایا به کار در شرکت متبوع ادامه دهند و این کمترین تاوانی است که بابت سیاستگزاری‌های قبلی خود مبنی بر تداوم تولید خودروهای SUV و پرمصرف (به دلیل سوددهی بیشتر) پرداخت خواهند کرد. (حقوق و مزایای ایشان در سال ۲۰۰۸ بالغ بر ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار بوده است).  

به یقین هزینه پیوستن به پیمان کیوتو و به کارگیری سیاست‌های بازدارنده در زمینه آلاینده‌ها بسیار ارزانتر از ورشکستگی فعلی اقتصاد آمریکا می‌بود، اما در لحظه تصمیم، هیچ سیاستمداری را یارای پیش‌بینی چنان هزینه گزافی به دلیل عدم تعهد و ایمان به حفظ کره زمین و ذخائر آن نبود.

انتخاب وزیر کار کابینه رئیس جمهور جدید آمریکا که گرایشات محیط زیستی‌اش بر گرایشات کارفرمایی‌اش تفوق دارد و پخش برنامه زمین در مخاطره ( Planet in Peril) از شبکه CNN در اواسط ماه دسامبر نشانه هایی کوچک از شنیده شدن صدای زنگ‌ها است. آیا گوش‌های سیاستمداران کشورهای در حال توسعه به بسامد این فرکانس‌ها واکنش نشان می‌دهد؟

 

Leave a response

Your response: